تبلیغات
جوانان ویس (مویلحه) - داستان دهقان ساده لوح و قاضی
جوانان ویس (مویلحه)
بهترین نیستم ولی می توانم خوب باشم ((هیچ كجای دنیارو با شهرم عوض نمی كنم))
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مدیریت وبگاه جوانان شهر ویس (مویلحه) ورود شما را گرامی می دارد. برای دسترسی سریع با شماره 09383524484 تماس بگیرید .

مدیر وبلاگ : هادی سلامت
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب خودتان چیست و چه نمره ای به اون می دهید؟





دهقان ساده لوحی قصد داشت عسل خود را به شهر دیگری ببرد تا بفروشد ولی نگهبان دروازه شهر بد طینتی کرد و سر ظرف عسل را برداشت و آنقدراین کار را ادامه داد تا عسل پر از گرد و خاک شد و مگس ها دور آن جمع شدند.دهقان شکایت پیش قاضی برد. قاضی نیز به دهقان گفت: از این پس به تو حکم لازم الاجرا می دهم تا هرکجا مگسی دیدی بکشی. دهقان بلند شد و سیلی محکمی به صورت قاضی زد و گفت : طبق حکم شما اولین آنها را که روی صورت شما بود کشتم.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
بیستم مهر 92
بیست و سوم فروردین 96 06:03 بعد از ظهر
Ridiculous story there. What occurred after? Good luck!
دوازدهم فروردین 96 09:30 بعد از ظهر
Good post. I learn something new and challenging on blogs
I stumbleupon on a daily basis. It will always be useful to read through
articles from other writers and practice something from their web sites.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی